روزی دختری جوان و پاکدامن عاشق پسرکی جوان می شود و برای رسیدن به پسرک مجبور است از رودخانه خروشان و جنگل وحشتناک بگذرد .
دختر جوان برای عبور از رودخانه و رسیدن به معشوقش از تنها قایقران رودخانه کمک می خواهد و قایقران به دختر می گوید قایقش تحمل وزن دختر را برای عبور از رودخانه ندارد و فقط در صورتی می تواند او را از رودخانه عبور دهد که دختر کلیه لباسهای خود را در آورده و عریان شود .دختر مجبور است یا پسر مورد علاقه اش را فراموش کند و از همینجا برگردد و یا لباسهای خود را درآورده و همانجا بگذارد و سوار قایق شود . دختر پس از کمی فکر کردن قبول می کند و عریان سوار قایق می شود و قایقران او را سالم و بدون هیچگونه آسیبی از رودخانه عبور می دهد.
دختر عریان به راه خود ادامه داده و در جنگل به فرد جنگلی برخورد می کند و آن فرد جنگلی به زور به دختر تجاوز کرده و پس از تجاوز او را رها می کند.
دختر با آن حالت عریان و آسیب دیده و پس از عبور از جنگل به پسر مورد علاقه اش می رسد اما پسر جوان که دختر را در آن حالت می بیند او را ترد کرده و حاضر به ازدواج با دختر نمی شود و دختر را در آن حالت رها و ترک می کند.
شما دوست دارید به ترتیب جای کدامیک از شخصیتهای داستان باشید ( حتما باید اسم چهار نفر را به ترتیب بگویید تا بتوانم جواب تست را بگویم )
شخصیتها عبارتند از : دختر - قایقران - مرد جنگلی - پسر جوان