تبليغاتX
< مهر مهربون
یادداشتهای تنهایی من

ای... روزی خواهم رفت ...

ای ... روزی خواهم آمد...

روزی که نزدیک است چون من می خواهم.

 

پ ن :

خداوند آرزویی را در دلت نمی اندازد

                                            مگر اینکه

                                               توانایی برآورده کردنش را در تو ایجاد کرده است .

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 0:5
به قلم: مهر |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند ......***...... بیگانه اگر میشکند حرفی نیست از دوست بپرسید چرا میشکند

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

 

آنکس که بداند و نداند که بداند

بیدارش نمایید که بس خفته نماند

 

آنکس نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند

 

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

 

درکشورما وضع چنین است بدانید

 

آنکس که بداند و بداند که بداند

باید برود غاز به کنجی بچراند

 

آنکس که بداند و نداند که بداند

بهتر برود خویش به گوری بتپاند

 

آنکس که نداند و بداند که نداند

با پارتی و پول خر خویش براند

 

آنکس که نداند و نداند که نداند

برپست ریاست ابدالدهر بماند


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7:28
به قلم: مهر |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند ......***...... بیگانه اگر میشکند حرفی نیست از دوست بپرسید چرا میشکند