یک بازی جدید !!!!!!!!!
توجه توجه :
همه کسانی که از این وبلاگ دیدن می کنند رسما از طرف من به این بازی دعوت میشوند ![]()
![]()
![]()
شما دوست دارین من کدوم یکی از این عکسها باشم و چرا ؟؟؟؟
توجه : عکسها با Internet Explorer اگر با سرعت 40kbps کانکت بشین براحتی باز می شن اگه نشد روی آنها راست کلیک کنید و Show Picture رو بزنید اگه بازم باز نشد روی شماره عکس کلیک کنید .
پی نوشت۱: کسانی که منو قبلا دیدن یا من عکسمو بهشون دادم تقلب نکنن و نظراشونو خصوصی برام بفرستند.
پی نوشت ۲: من دوستان خوبم: سعید ( کلبه تنهایی )
نگار ( نگار72)
نگار ( نگار سپید )
زهرا (کاش بودی)
علی(پاییزعشق)
فهیم (هنوزهیچ)
3مهر(تویی بال و پر من رفیق سفر من)
نگار (نوشته های من)
هستی (تنهایی)
سارا (خدایا برزخم فرداست چرا امروز می سوزم )
آرام(آرام تر از شعر و نسیمم چه کنم)
آرزو و شبنم (پرواز)
فهیمه (ساحل تنهایی) رو به این بازی دعوت می کنم .![]()
![]()
![]()
پریشانی
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید---- داستانِ ِغم ِ پنهانی ِ من گوش کنید
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید---- گفتگوی من وحیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی
روزگاری من ودل ساکن کویی بودیم---- ساکن کوی بت عربده جویی بودیم
عقل ودین باخته دیوانه رویی بودیم---- بسته سلسله سلسله مویی بودیم
کس درآن سلسله غیرازمن ودل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود
نرگس غمزه زنش این همه بیمارنداشت---- سنبل پرشکنش هیچ گرفتارنداشت
این همه مشتری و گرمی بازارنداشت ---- یوسفی بود ولی هیچ خریدارنداشت
اول آن کس که خریدارشدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم
عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او---- داد رسوایی من شهرت زیبایی او
بس که دادم همه جا شرح دل آرایی او---- شهر پرگشت زغوغای تماشایی او
این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد
کی سر برگ من بی سر و سامان دارد
چاره این است وندارم به ازاین رای دگر---- که دهم جای دگر دل به دل آرای دگر
چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر---- برکف پای دگربوسه زنم جای دگر
بعدازاین رای من این است وهمین خواهد بود
من براین هستم والبته چنین خواهد بود
پیش او یار ِ نو و یار ِ کهن هردو یکی است---- حرمت مدعی و حرمت من هردو یکی است
قول زاغ وغزل مرغ چمن هردو یکی است---- نغمه بلبل وغوغای ِ زغن هر دو یکی است
این ندانسته که قدرهمه یکسان نبود
زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود
چون چنین است پی یاردگرباشم به---- چند روزی پی دلدارِ دگر باشم به
عندلیبِ گل ِ رخسارِ دگر باشم به---- مرغ خوش نغمه گلزاردگرباشم به
نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش
سازم ازتازه جوانان چمن ممتازش
آن که برجانم ازاو دم به دم آزاري هست---- مي توان يافت كه بر دل زمنش باري هست
از من و بندگي من اگرش عاري هست---- بفروشد كه به هر گوشه خريداري هست
به وفاداري من نيست دراين شهر كسي
بنده اي هم چو مرا هست خريدار بسي
مدتي در ره عشق تو دويديم بس است---- راه ِ صد باديه درد بريديم بس است
قدم از راه ِ طلب باز کشیدیم بس است---- اول وآخراین مرحله دیدیم بس است
بعد ازاین ما وسر کوی دل آرای دگر
با غزالی به غزل خوانی و غوغای دگر
تو مپندار که مهر ازدل محزون نرود---- آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود
وین محبت به صد افسانه و افسون نرود---- چه گمان غلط است این، برود چون نرود
چند کس ازتو و یاران تو آزرده شود
دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود
ای پسر چند به کام ِ دگرانت بینم---- سرخوش و مست زجام دگرانت بینم
مایه عیش ِ مدام دگرانت بینم---- ساقی ِ مجلس ِ عام ِ دگرانت بینم
تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند
چه هوس ها که ندارند هوسناکی چند
یار ِ این طایفه ی خانه برانداز مباش---- ازتوحیف است به این طایفه دمسازمباش
میشوی شهره به این فرقه هم آوازمباش---- غافل از لعب ِ حریفان ِ دغل باز مباش
به که مشغول به این شغل نسازی خود را
این نه کاری است مبادا که ببازی خود را
درکمین تو بسی عیب شماران هستند---- سینه پر درد ز تو کینه گذاران هستند
داغ بر سینه ز تو سینه فکاران هستند---- غرض این است که درقصد تویاران هستند
باش مردانه که ناگاه قفایی نخوری
واقف دور و برت باش که پایی نخوری
گر چه از خاطر«وحشی» هوس روی تو رفت---- وز دلش آرزوی ِ قامت ِ دلجوی ِ تو رفت
شد دل آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت---- با دل پرگله از ناخوشی خوی تو رفت
حاش لله که وفای تو فراموش کند
سخن مصلحت آمیزکسان گوش کند
وحشی بافقی
دوست خوبم نگار ![]()
من :
نام : ترجیح می دم همه بهم بگن " مهر" اما از اسم احسان هم خوشم میاد![]()
نام خانوادگی : اینو دیگه نمی تونم بگم بهتره همه بهم بگن " مهربون "
جنسیت : مرد ( هنوز پسرم
)
شغل : حسابدار , حسابرس , مشاور مالی و ... ( اگه پول دارین بیاین پیشم
)
تحصیلات : لیسانس
سن : بیشتر از 25 سالمه اما دوستام میگن قیافت مثل 22 و 23 ساله ها می مونه ![]()
اتفاقات مهم زندگي:
اعتماد به نفسم .![]()
اتفاقاتي كه نبايد اشاره بشه:
خوب نباید اشاره بشه . اما یکیشو میگم " عاشق شدنم
و بعد ویران شدنم ![]()
"
خلاصه اي از اخلاق مثبتم
كه بايد بهش اشاره بشه
:
مهربون , خوش برخورد , شاد ( الکی خوش ) , منطقی , خوش قول , کسی که بقول دوستام می تونه با یه لبخند توی دل هردختری رو خالی کنه
( این از مشخصه های متولدین مهر ماهه
) اما از این کار متنفرم
( از اینکه الکی دل کسی رو خوش کنی و بعد ... ) , فکر کنم خوش قیافه هم باشم
و ... ( البته بهتربود که اینهارو دوستام می گفتن نه خودم
)
علایق :![]()
نقاشی کردن ( بهم آرامش میده )
, مهمونی رفتن یا مهمونی دادن (شلوغی و دور هم جمع بودن و شاد بودن ) , رفتن به جاهای تفریحی , از تاریخ ایران باستان و آثار باستانی هم خوشم میاد
, تو ورزشها فقط تکواندو
, گاهی وقتها عاشق تنهایی ام
, عاشق مسافرتم
و ...
كدوم هنرپيشه:![]()
من دوست دارم جای خودم باشم نه کس دیگه ای
اما تو بازیگرا از بازی محمدرضا گلزار , امین حیایی , پرویز پرستویی , هدیه تهرانی و مهناز افشار و خیلی های دیگه خوشم میاد
.
کدوم خواننده :![]()
از همه خواننده های قدیمی مثل : ![]()
خانومها : هایده , حمیرا , مهستی , گوگوش , لیلا , شکیلا و ...
.
آقایان : معین , ستار , ابی , داریوش , سیاوش , اندی , شهرام شب پره , جواد یساری , کامران و هومن ( این دوتا از دستم در رفتن ) و ...
.
کتابهای کودکی :![]()
سه تا کتاب دنباله دار که خیلی عالی هستن ( هنوزم گاهی وقتها دوباره می خونمشون
شما هم حتما این کتابهارو بخونین ) : کوههای سفید
شهر طلا و سرب
برکه آتش ![]()
خلاصه اي از اخلاق منفي:
فقط گاهی وقتها زود عصبانی می شم
, اگه چیز دیگه ای هست لطفا دوست هام بهم بگن تا خودمو اصلاح کنم.![]()

پی نوشت۱ : من دوستان خوبم: زهرا (کاش بودی)
علی(پاییزعشق)
فهیم (هنوزهیچ)
3مهر(تویی بال و پر من رفیق سفر من)
نگار (نوشته های من)
هستی (تنهایی)
سارا (خدایا برزخم فرداست چرا امروز می سوزم )
آرام(آرام تر از شعر و نسیمم چه کنم)
آرزو و شبنم (پرواز)
فهیمه (ساحل تنهایی) رو به این بازی دعوت می کنم .![]()
![]()
![]()
پی نوشت۲ : برای اینکه منظورم رو از 5 وارونه که تو پست قبلیم آوردم بفهمین کافیه یک عدد پنچ فارسی بنویسین و بعدش اونو برعکس کنین و با دقت بهش نگاه کنین اونوقت منظورمنو می فهمین ...
پی نوشت۳ :
دل ميخري؟! پرسيد چند؟!
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روي خاک افتاده بود
جاي پايش روي دل جا مانده بود![]()
![]()
پی نوشت۴ :
هفتم آبان سال روز تولد کوروش کبیر بر همه آریاها و دوستداران ایران مبارک باد. (۰۷/۰۸/۸۶ ) ![]()